پیشگفتار

در دوره ی استعمار قرن نوزدهم و قرن بیستم، ع هاي الما اسکويي ما ترکهای آذربایحان  بیش از هرملت دیگرمتحمل  ضربه های مـهلک استعماری درمنطقه گردیدیم. ع هاي الما اسکويي ملت وسرزمـین ما  بـه دو قسمت تقسیم شد. ع هاي الما اسکويي درجنوب  فاقد هرنوع حقوق ملی   ـ دموکراتیک شدیم. بارها به منظور آزادی بپا خاستیم و لاکن  نتوانستیم از دست جاهلان فرهنگ ستیز ودیکتاتورهای رنگارنگی کـه برما مسلط نمودند رهائی یـابیم. اقتصاد سرزمـینمان بـه ورشکستگی کشانده شد.  قتل عام های فرهنگی و تحقیرهای ملی جای همبستگی انسانی را گرفت. ودر نتیجه  امروزه یعنی درقرن بیست ویکم، هنوز   نتوانسته ایم به منظور فرزندان ملت 30 مـیلونی مان درون ایران  مدرسه بزبان مادری کـه یکی از حقوق ابتــدائی جامعـــه ی بشری هست داشته   باشیم. واین فاجعه ی ملی ـ فرهنگی  درحالی جریـان دارد  کـه جمعیت 90ـ   80 هزار نفری ارامنـه درایران بـه گفته ی آقای سید علی شقائیـان سفیر جمـهوری اسلامـی ایران درایروان  «تنـها درشـهر تهران صاحب 24 مدرسه بزبان   مادریشان مـی باشند.  »

واما درشمال، استعمارگران روسیـه تزاری با قطعه ـ قطعه اراضی آذربایحان وبخشش چندین   باره آنـها از جمله بـه ارامنـه ، بنای کشوری را گذاشتند بنام «جمـهوری   ارمنستان» و آنرا بـه عنوان آلتی دردست خویش نگه داشتند. این همسایـه ی پراشتهای ما، با اطمـینان ازحمایت بیکران استعمارگران بفکر ایجاد «ارمنستان بزرگ»  افتاد.  و در این راه  بارها و بارها  تراژدیـهای فراموش نشدنی انسانی از قبیل فاجعه ی   خوجالی بوجودآورد.

امروزه بیش از 20% از اراضی جمـهوری   آذربایجان، همچنان دراشغال نیروهای ارمنستان بوده، وبیش از یک مـیلیون   آذربایجانی آواره جنگی است. شورای امنیت سازمان ملل متحد با قطعنامـه های    822  ،   853  ،   874    و884 خواهان ترک فوری نیروهای اشغالگر ارمنستان از اراضی اشغالی   آذربایجان شده است. این خواست بارها و بارها ازطرف مجامع مختلف اروپائی   ونیز درقطعنامـه های سران کشورهای عضو ناتو تکرار گردیده است.

قابل ذکر هست که رژیم  جمـهوری اسلامـی ایران یکی یبانان صادق دولت اشغالگر جمـهوری ارمنستان مـیباشد. و این درون حالیست کـه اگر درون نوٌٍار غزه و یـا درلبنان خونی از دماغ یک فلسطینی یـا حزب اللهی  ریخته مـیشود، آنروز درون سراسر ایران غوغای عزاداری و همبستگی برپا مـیگردد.

برنسل کنونی آذربایحان لازم است،  سیـاستهای اعمال شده ازجانب قدرتهای استعماری و راه های امروزی وموءثرب حقوق پایمال شده را مطالعه نموده، ودر راه برقراری صلح وترقی نقش خویش را ایفا نماید.

**

 با بسته شدن قرارداد های گلستان (1813) و تورکمنچای (1828)  بین ایران و روسیـه و قرارداد     آدرنا( آدریـان اپل) (1829) با دولت عثمانی  سیـاست استعماری امپراطوری روسیـه وارد مرحله جدیدی گردید. درون این مرحله مـهاجرت گسترده ارامنـه از ایران و امپراطوری عثمانی بـه نواحی قفقاز جتوبی شکل قانونی بخود گرفته و اسکان آنـها درون نقاط از پیش تعیین شده گسترش یـاقت. 

هدف از این مـهاجرت  تحکیم مرزهای جنوبی امپراطوری روسیـه توسط ارامنـه مسیحی درمقابل کشورهای همسایـه  مسلمان بود. تاریخ  سیـاست مسکون سازی ارامنـه دراین منطقه درحقیقت  بـه قرن 17  با شروع سلطنت  پطر اوّل (1689 ـ1725) درون روسیـه آغاز مـیگردد. پطر اوّل نقشـه تصاحب سرزمـینـهای  قفقاز جنوبی  را با کمک ارامنـه مسیحی درسر مـی پرواند وارامنـه نیزبنوبه خویش با سقوط سلطنت صفویـه وآغاز نا آرامـیها درایران درون وجود روسیـه تزاری کشورحامـی مسیحی خویش را مشاهده مـید. درزمان سلطنت کاترین دوّم (1762 ـ 1796) یعنی دراواخر قرن 18مـیلادی  بین روسیـه وارامنـه طرح معاهده ای نیر ریخته شد کـه طبق آن ارامنـه مـیبایستی  درخانات  قاراباغ ، نخجوان وایروان کـه اکثریت اهالی آنـها مسلمانان نشین بودند کشور خودمختارخویش را که  درتحت حمایت روسیـه تزاری مـیشد  تشکیل مـیدادند. درنظر بود بعداز الحاق نواحی تازه ای ازخاک آذربایجان بـه گرجستان دوکشور مسیحی این منطقه  یعنی ارمنستان وگرجستان سدّی درمقابل کشورهای همسایـه مسلمان  یعنی عثمانی وایران بوجود بیـاورند.

این معاهده هیچوقت جامـه ی عمل بخود نپوشاند. زیرا روسیـه تزاری بعدازفتح کامل خانات گنجه (1804) ، قاراباغ (1805)، شکی (1805) باکو (1806)، قوبا (1806) وتالش (1813)  دیگرضرورتی بـه تحقق این معاهده وتشکیل کشورمستقل ارمنستان را ندید .(1)

درسال 1826 دوباره بخاطر تصاحب  مناطق الحاق شده بروسیـه جنگ تازه ای بین ایران و روسیـه آغاز گردید.  فرماندهی عملیـات جنگی واحدهای ارتش روسیـه  بعهده ژنرال ارمنی بنام ژنرال ماداتف بود. پخش خبر پیروزیـهای ارتش روسیـه تزاری  بفرماندهی یک ژنرال ارمنی درارامنـه  امـید تشکیل دولت ارمنستان را شدّت بخشید. نرسس کشیش اسقف کلیساهای ارامنـه دریک سخنرانی آتشین هموطنان خویش را بـه حمایت ازارتش روسیـه دعوت کرد :                         

«ارامنـه ، عملیـات قهرمانـه  نسلهای گذشته خویش را بیـاد بیـاورید. شما فرزندان آنـها هستید و در رگ شما خون آنـها جریـان دارد. شما نیر همانند آنـها بـه خداوند و مسیحیت ایمان دارید. هرگز از خدمت بـه حکمران مقدس روسیـه امتناع بعمل نیـاورید. شما بـه نیٍّت امپراتوری روسیـه آگاه هستید. این کشور بزرگ دست پر توان خویش رانـه  تنـها بخاطر منافع خویش  بلکه به منظور آزادی ما نیز دراز کرده است. .. والاترین افتخاری کـه نصیب شما خواهد گردید مرحمت خداوند و حسن نیّت امپراتور روسیـه خواهد بود.» (2)      

بالاخره با بسته شدن معاهده ترکمنچای درتاریخ 22 فوریـه 1828 وامضای آن ازطرف ژنرال پاسکویچ  وشاهزاده عباس مـیرزا وضعیت جنگی بین ایران و روسیـه بپایـان رسید. طبق این معاهده دولت ایران موظف شد،  تمامـی بندهای معاهده گلستان را قبول نموده وعلاوه برآن خانات ایروان ونخجوان را نیر بـه روسیـه برگزار کند.

مدتی کوتاه بعداز بسته شدن قرارداد ترکمنچای جنگ روسیـه با امپراتوری عثمانی آغاز گردید. این جنگ بعد از یکسال با پیروزی ارتش روسیـه بپایـان رسید. با بسته شدن معاهده آدریـان اپل (آدرنا)  بتاریخ 14 سپتامبر 1829 دولت عثمانی مجبور بـه اعطا امتیـازهای وسیع از جمله حق کشتی رانی آزاد درون دریـای سیـاه  و حق عبور از تنگه داردانل بـه روسیـه گردید.  علاوه بر این  کشور روسیـه موفق بـه تصاحب بعضی از اراضی متعلق بـه امپراطوری عثمانی  درون مناطق قفقاز جنوبی گردید.

بطوریکه درون بالا اشاره شد از اوایل قرن 19  سیـاستمداران روسیـه تزاری بعد از دست یـابی بـه تمامـی مناطق  قفقازجنوبی به منظور تحکیم موقعیت جغرافیـائی ـ استراتژی خویش بفکرمقیم ساختن  ارامنـه مسیحی از کشورهای ایران و ترکیـه عثمانی درون این منطقه گردیدند.

«افزایش خلقهای مسکون مسیحی درون مرزهای روسیـه مـیتواند  بمثابه یک سد قابل اعتمادی بر علیـه عملیـات دشمنانـه  اهالی هم مرز بخصوص ترکها، ایرانیـها و اهالی کوهستانی منطقه گردد. ..» (3)

مسکون شدن ارامنـه درون مناطق  قفقاز مـیتوانست به منظور روسیـه  علاوه بر مزیتهای سیـاسی مزیتهای اقتصادی نیز بهمراه داشته باشد. زیرا درون بین ارامنـه تجّار و صنعتگران فراوانی دیده مـیشد کـه مـیتوانست به منظور اقتصاد روسیـه مفید واقع بشود.

بعد از دستیـابی روسیـه تزاری بـه نواحی  آذربایحان شمالی، ارامنـه کـه بصورت اقلیتهای کوچک وپراکنده  درآسیـای صغیر (آناطولی) و آذربایجان جنوبی زندگی مـید، شروع بـه تحقق  آرزوهای دیرینـه خویش کـه همان  مـهاجرت بـه این سرزمـیها بود د.

» ما  اعلان مـیکنیم : ع هاي الما اسکويي ترجیح مـیدهیم علف روس را بخوریم که تا نان ایران را» (4)

مـهاجرت ارامنـه ایران وارامنـه امپراطوری عثمانی بـه قفقاز جنوبی

بعد از بسته شدن معاهده های ترکمنچای و آدریـان پل کشور روسیـه سعی فراوانی بخرج داد تا  تعداد هر چه بیشتری ازخانواده های ارامنـه  ایران و ترکیـه عثمانی  بـه مناطق تازه فتح شده  قفقاز  مـهاجرت کنند.  کارل فریدریش نویمن شرقشناس آلمان درترجمـه کتابی کـه در سال 1834 تحت عنوان «تاریخ مـهاجرت 40 هزار ارمنی ازاستان آذربایجان ایران بـه روسیـه» درون لایپزیک آلمان بچاپ رسیده ، هدفهای اصلی این مـهاجرتها را با ارائه اسناد گوناگونی ذکر مـیکند. (5)

ازاوایل ماه مای 1828 رهبری مـهاجرتهای ارامنـه ایران  بعهده سرهنگ برجسته ارتش روسیـه لازاروف گذاشته شد.  سرهنگ لازاروف  از یک خانواده سرشناس ارمنی بود. خانواده او  درون سال 1747 از اصفهان بـه روسیـه مـهاجرت  کرده بود.(6)

در 26 ماه مای 1828 ژنرال پاسکوویچ تمامـی دستورات لازمـه را به  سرهنگ لازاروف به منظور اجرای مـهاجرت ارامنـه باین منطقه  ابلاغ کرده بود. امتناع از درشت رفتاری و دوری از بکارگیری هر گونـه زور با مـهاجرین قسمتی از این دستورات بود:

«مـیبایستی تنـها از هنر اقناع استفاده کرد. حتما به آنـها مجسّم کرد کـه رعیت بودن با قدرت ترین  امپراطور مسیحی درون اروپا  چه مزایـائی را نصیب آنـها مـیکند. صلح و زندگی خوشبخت تحت لوای قوانین روسیـه سبب شادی آنـها خواهد شد». (7)

روسیـه تزاری بـه ارامنـه ایکه از ایران ویـا از کشور ترکیـه عثمانی  تمایل بـه مـهاجرت  و قبول تابعیت کشوری روسیـه را داشتند قول های زیـادی ازجمله تجارت آزاد، مالکیت قطعه زمـینـهای پربار وهمچنین 6 سال معافی از پرداختن مالیـات دولتی و 3 سال معافیت از پرداخت مالیـات ایـالتی داد. لازاروف درون تاریخ 30 مارس 1828 درون ارومـیه درون اعلامـیه ای خطاب بـه ارامنـه  گفت :

«…. کـه عالیجناب،  حاکم تمام روس ها بـه آنـهائیکه خواهان مـهاجرت هستند محلّ زندگی  آرام توام با  صلح و خوشبختی  درون امپراطوری بزرگش اعطا خواهد کرد. درون کانتونـهای ایروان، نخجوان و قاراباغ کـه شما به منظور سانتخاب خواهید کرد، بـه شما سرزمـینـهای کشاورزی پر برکت کـه قسماٌ کشاورزی شده اند تعین خواهد شد. شما  فقط یک دهم  این محصولات را بـه دولت واگذار خواهید کرد. علاوه برآن شما بمدت 6 سال از مالیـات معاف هستید  و حتیّ بـه آنـهائیکه فقیر و بیچیز هستند  کمک مالی خواهد شد.»

لازاروف به منظور نشان جوانب مفید مـهاجرت  بـه ماوراء قفقاز تنـها بـه دلایل اقتصادی اقناء نکرده بلکه درون اعلامـیه خویش انگشت بـه احساسات مذهبی ارامنـه نیز مـیگذارد :

«اینجا تمامـی دردها و آلام خویش را کـه تا حال متحمّل آن شده اید فراموش خواهید کرد. اینجا درون مـیان مسیحی ها  وطن تازه ای پیدا خواهید کرد و دیگر دین مقدس خویش را زیر فشار نخواهید دید. … ای مسیحی های  پراکنده درون ایـالات مختلف ، بـه کمک خداوند شما خویشتن را درون یک منطقه متّحد خواهید یـافت و شما خوب مـیدانید که  عالیجناب حاکم روس ها بـه چه  طریقی اطاعت شما را پاداش خواهد داد» . (  8  )

با شدّت یـافتن مـهاجرت مسیحی های ارمنی به  خانات  ایروان و نخجوان اسامـی این خانات  با صدور  فرمان  نیکولای اول  در21 مارس 1828 از خانات ایروان و نخجوان  بـه گویش سیـاسی تازه ای کـه تا آنوقت وجود خارجی نداشته  «آرمـیانسکایـا ابلاست»  یعنی  «اراضی ارامنـه» اعلان گردید. (  9  )

درباره تعداد دقیق مـهاجرین ارمنی بـه ماوراء قفقاز آمار گوناگونی موجود است. لازاروف درون آخرین گزارش خویش بتاریخ 24 دسامبر 1829 بـه پاسکویچ  مـینویسد کـه او ازتاریخ 26 فوریـه که تا 11 یونو 1828 مـهاجرت 8249 خانواده ارمنی ( درحدود 40,000 نفر ارمنی) از ایـالت آذربایجان ایران (2323 خانوار از ارومـیه، 1812 خانوار از سلماس، 698 خانوار از مراغه، 582 خانوار از خوی، 382 خانوار از ماکو و 329 خانوار از تبریزو دهات اطرافش)  بـه خانات تازه فتح شده روسیـه یعنی  ایروان ، نخجوان و ایـالت قاراباغ را از طریق رودخانـه آراز رهبری کرده است.  درون عین حال او اشاره مـیکند کـه او مـیبایست تعداد 1500 خانواده ارمنی را کـه آرزوی مـهاجرت  نداشتند درون کشور خودشان باقی مـیگذاشت.  (10)

در اسناد کمـیسیون آرخیولوژی قفقاز تعداد  کلّ مـهاجرین ارمنی از ترکیـه عثمانی به  قفقاز جنوبی 14044 خانواده (در حدود 84,000 ارمنی) قید گردیده است. قابل ذکر هست که  تعداد واقعی مـهاجرین ارمنی ایران و ترکیـه عثمانی بـه بیشتر از200,000 نفر تخمـین زده مـیشود.

موج مـهاجرتهای شدید ارامنـه  سبب تغییراساسی درون ترکیب اتنیکی این مناطق شد. درون تحقیقات آماری  ایوان شوپن که  در  سال 1852 درون سان پترسبورگ بچاپ رسیده و  قسمتی از آن توسط جرج آ. بورنتیـان بـه انگلیسی ترجمـه شده هست این تغییرات  بوضوح نشان داده مـیشود.

طبق اظهارات ایوان شوپن تعداد خانواده های مـهاجرین ارمنی از ایران  بـه ایروان که تا سال 1832 بـه 4559 خانوار و از ترکیـه عثمانی بـه 3674 خانوار رسید. (11)        

قبل از آغاز مـهاجرتهای ارامنـه  درصد  جمعیت آذربایجانیـها  درون ایروان  72,3% و بعد از مـهاجرت ارامنـه  به  43,9 % کاهش یـافت. درون ولایت نخجوان و اردوباد شرایط تقریبا شبیـه ای بوجود آمد.  بعد از مـهاجرت 2387 خانوار ارمنی از ایران و 8 خانواده از ترکیـه عثمانی بـه این منطقه درون صد جمعیت مسلمانان  از 85,6 % بـه 62,6 % کاهش یـافت.

موج مـهاجرت خانواده های ارمنی بـه خانات ایروان و نخجوان ترکیب اتنیکی جمعیت این مناطق را بـه اندازه ای تغییر داد کـه اذربایجانیـها کـه تا سال 1828 اکثریت مطلق یعنی سه چهارم جمعیت این مناطق را تشکیل مـیدادند درون خطر تبدیل شدن بـه اقلیت  قرار گرفتند.

تا اواخر سال  1823 ترکیب اتنیکی جمعیت درون قاراباغ 78,3% آذربایجانی (15,729 نفر) و 21,7% (4336 نفر) ارامنـه  بود. (12) این تناسب نیز درون اثر مـهاجرتهای ارامنـه  بطور چشمگیری  برهم زده شد. بطوریکه درسال 1832 از کل  جمعیت  شـهر شوشا وهمچنین 741 دهات ایـالت قاراباغ کـه به 20,546  خانواربالغ مـیشد،  13,965 (68,0%) آذربایجانی و 6491 (31,6%) ارمنی و مقدار کمـی از ملیت های دیگر تغییر یـافت.(B, A 13  )*

فتح خانات ایروان و نخجوان وهمچنین مقیم سازی هزاران خانواده مـهاجرارمنی درون مناطقی کـه اکثر مطلق آنـها آذربایجانیـها بود، سبب ناراضی عمـیق اهالی این مناطق گردید. درون حقیقت ناراضیـهای اهالی این مناطق از زمان اشغال خانات ایروان و نخجوان  یعنی قبل از امضاء معاهده ترکمنچای آغاز گردید.

بعد از اشغال خانات ایروان و نخجوان  درتاریخ 6 اکتبر سال  1827 پاسکویچ رهبری اداری محلی خانات ایروان و نخجوان را به منظور مدّتی بعهده ژنرال ارتش روسیـه  کراسوفسکی و  کشیش اعظم ارامنـه نرسس گذاشت. دراین هیـات  نماینده ای از آذربایحانیـها کـه اکثریت اهالی منطقه را تشکیل مـیدادند شرکت داده نشد. نرسس درون طول مدت مسئولیت خویش تاثیر فراوانی درتمامـی اموراداری ـ اقتصادی این مناطق بنفع اهالی ارمنی گذاشت. پاسکویچ  بعد از 6 ماه بـه تاثیر منفی و یکجانبه ی سیـاست نرسس پی برد. بعقیده او:

«تنـها ارامنـه ایکه به منظور شکایت بـه پیش نرسس مـیرفتند راضی برمـیگشتند. اما مسلمانان (آذربایجانیـها)  کـه خویشتن را تنـها و بدون حمایت دولت مـی یـافتند خشمگین بوده و شروع بـه اظهار نارضایتی مـید.  که تا ورود فوری من مـیشد  نتایج  بسیـار بدی را انتظار کشید.»     

علاوه بر این او درگزارش خود دخالت غیرمحدود کشیش اعظم کلیسا را سبب اصلی بی نظمـی درخانات سابق ایروان ونخجوان وهمچنین نارضایتیـهای مسلمانان (آذربایجانیـها)  دانسته و بدین خاطـــــــر از شرکت او درنشستهای آینده اداری ممانعت بعمل آورد. (14)

بطوریکه دربالا اشاره شد،   درون 21 مارس 1828 با فرمان نیکولای اول  خانات ایروان ونخجوان علیرغم اکثریت اهالی آذربایحانی آنـها بقول  کارل فریدریش نویمن » بافتخار ملت ارمنی»  بنام  «اراضـی ارامنـه»  اعلان گردید .

همراه با این فرمان امتیـازات دیگری از جمله نوعی «خودمختاری» بـه ارامنـه بـه تصویب دولت روسیـه رسید.  ارامنـه مـهاجر بـه اراضی مسلمانان (آذربایجانیـها) مـیتوانستند با تکیـه بـه این اصل » خودمختاری»  امور داخلی و همچنین مسائل حقوقی و اداری خویش را خود  بدست گییرند. (15) تعین این مقررات جدید تجاوزفاحشی بـه حقوق مالکین زمـین آذربایجانی بحساب مـیامد. زیرا حقوق این مالکین زمـین درون رابطه با ارامنـه زیر دست آنـها بصورت عملی محدود مـیشد.

 ژنرال ول ژامـینف درون جلسه مـی سانت پترسبورگ که  درون رابطه با این مقررات جدید تشکیل یـافته بود، این مقررات رانـه تنـها  سبب  نارضایتی صاحبان زمـین آذربایحانی  درون ایروان و نخجوان بلکه درون تمامـی منطقه  قفقاز جنوبی دانسته و نتایج منفی این مقررات را بـه حضارین گوشزد کرد.

ژنرال ژامـینف از ارامنـه که  درون کشور روسیـه قاعدتا بـه ملت متمدن و پرکار مسیحی مشـهور بود تصوّر دیگری داشت:

با اطمـینان خاطر مـیشود پیش بینی کرد کـه ارامنـه  «بمثابه یک خلق حیله گرو با نفرت از مادر زائیده شده  بر علیـه مسلمانان سعی خواهند کرد نـه تنـها بـه کمک ریش سفیدانی کـه خود تعین کرده اند از مقررات قانونی صاحب کاران مسلمان خود سرپیجی کنند ، بلکه کاملا از وابستگی آنـها بیرون بیـایند.» (16)  

مـهاجرت دسته جمعی ارامنـه سبب  فشارطاقت فرسا بـه کشاورزان و دامپروران مسلمان آذربایحان نیزمـی شد.ارامنـه مـهاجر درخانات نخجوان  درست چند هفته بعد از امضاء معاهده گلستان  خودسرانـه زمـینـهای  پر برکت و دهاتی را کـه در زمان جنگ از اهالی  آن  خالی شده بود تصاحب مـید. بعد از اتمام عملیـات جنگی وقتی اهالی  بـه دهات خویش باز مـیگشتند، زمـینـهای خویش را توسط ارامنـه اشغال شده مـی یـافتند. آنـها درون نتیجه اشغال سرزمـینـهای پربار خویش مجبور بـه گزیدن زمـینـهای دور دست و کم بار مـیگشتند.   دهقانانی که  تصمـیم بـه اقامت درون دهات خود مـی بودند  مجبور بـه واگذاری  قسمت عمده ای از مزارع کشاورزی و چراگاهای متعلق بـه خود  به  ارامنـه مـهاجرمـیبودند. 

آلکساندر س. قریبویدوف دیپلمات روسیـه کـه یکی از تدوین کنندگان قرارداد تورکمنچای بود وبعدها درایران بعنوان سفیر روسیـه کار مـیکرد درسال 1828 درون این رابطه  مـینویسد:

«اکثریت ارامنـه درون زمـینـهای متعلق بـه مسلمانان اسکان داده شده اند. این کارتنـها درون تابستان مـیشد عملی بشود. زیرا صاحب زمـینـهای مسلمان درون تابستان درون ییلاقها بودند و فرصت گفتگو با بیگانگان غیر مسلمان خیلی کم بود.» (17)

درسال 1829بعد از بسته شدن معاهده ی آدریـان اپل پاسکویچ  سعی مـیکرد جلو تکرار شرایط متشابه را بگیرد. درمقیم سازی مـهاجرین ارمنی ازکشور ترکیـه عثمانی او روی این نقطه تاکید مـیکرد کـه ارامنـه مـیتوانند  تنـها بـه زمـینـهای متعلق بـه دولت و یـا کلیسا  مـهاجرت کنند وبایستی سعی بخرج داد که تا ازمخلوط شدن مناطق  مس تازه بنا شده به منظور مسیحی ها با مناطق مس مسلمانان جلوگیری بعمل آید.( 18)

طبق معاهده آدریـان اپل (آدرنا)  خانواده های مسلمان امکان مـهاجرت ازمناطق  روسیـه بـه سرزمـینـهای عثمانی را پیدا د.  بعد از متعلق شدن منطقه پاشالیآخالزیک بـه روسیـه مبادله اهالی این منطقه شروع گردید. درون زمان جنگ بیشتر اهالی مسلمان این منطقه بـه ترکیـه عثمانی فرار کرده بودند.  که تا سال 1831 دراین دهات   7000 خانواده ارمنی مسکون شده بودند. اهالی مسلمان باقیمانده  خصوصا صاحبان زمـین مجبور بودند املاک خویش را بـه ارامنـه مـهاجر واگذار کرده و برای همـیشـه  قفقازجنوبی را ترک کنند. درون آخالزیک  بیش از 1600 خانواده ارمنی مخصوصا از نواحی ارضروم  توانستند صاحب زمـینـهای خصوصی بشوند. آنـها سعی فراوان بکار بردند که تا به این منطقه جدید کـه آب هوای مشابه ای با وطن قبلی شان داشت و همچنین بعلت ارتباط با گرجستان و ترکیـه عثمانی کـه برای تجار وصنعتگران ارمنی مزیت بیشتری بهمراه مـیاورد باین شـهر مـهاجرت کنند. (19)                                                                        

علیرغم مـهاجرتهای دسته جمعی خانواده های ارامنـه  بـه مناطق  قفقاز جنوبی، ارامنـه دراوایل قرن 20 مـیلادی درهیچ منطقه ای از قفقاز اکثریت چشمگیری را تشکیل نمـیدادند. درون آمار اقتصادی منطقه ماوراء قفقازکه درون سال 1914 درون لایپزیک و برلین انتشار یـافت ، درون رابطه با وضعیت اهالی ارمنی درون این منطقه گفته مـیشود:

» از نقطه نظرموقعیت  قومـی ـ سیـاسی ارامنـه درون بدترین وضعیت قرار دارند. آنـها درون همـه جا پراکنده اند و در هیچ منطقه ای  اکثریت قابل توجه ای  را تشکیل نمـیدهند. تنـها درون استان ایروان  هست که  آنـها بمقدار بسیـار جزئی بیشتر از نصف جمعیت اهالی را تشکیل مـیدهند «. (20)

در این رابطه دوباره  درمقاله  مجله  «شرق نو» کـه در سال 1918 درون برلین انتشار مـییـافت مـیخوانیم : «از فزون بودن  ارامنـه  درون قفقازجنوبی نمـیشود صحبتی بمـیان آورد. قلمروی کـه آنـها  بخاطر سکونت   دسته جمعی خودشان مـیتوانند مورد ادّعا قرار دهند  کوچک هست. تعداد بیشترارامنـه مثل همـیشـه  بصورت پراکنده درون مـیان خلقهای دیگر ماوراء قفقاز زندگی مـیکنند. آنـها تنـها مـیتوانند بمثابه یک اقلیت درون داخل دولتهای دیگر ادعای خود گردانی ملی ـ فرهنگی ند».  (21)

st1\:*{behavior:url(#ieooui) }

1- Uras, Ersas : The Armenien in History and the Armenian Question,

  Ankara 1988, Sehife 1005-1018

2- Uras, Ersas : The Armenien … Sehife 1016

3- Glinka, Sergej: Schilderung der Ansiedlung der Armenier an der aserbaidschanischen Grenze Russlands. Moskau 1831, S.93 (Neqlqolun ruscadan tercumäsi : Nabia Hantel, Berlin)

4-Glinka, Sergej … S.69 (ruscadan tercumä : Nabia Hantel)

5- Carl Friedrich Neumann, „Geschichte der Übersiedlung von vierzig tausend Armeniern, welche 1828 aus der persischen Provinz Aderbaidschan nach Russland auswanderten“, Leipzig 1834

6-  Sowjetische Enzikolopadia : Band 14, Moskau 1973, S. 104 (Neqlqolun ruscadan tärcumäsi : Nabia Hantel).

7- Carl Friedrich…..  S. 81

8- Carl Friedrich ….. S. 90

9- Johannes Rau, Der Berg-Karabach-Konflikt zwischen Armenien und Aserbaidschan, Ein kurzer Blich in die Geschichte, Berlin, Verlag Dr. Köster, S. 24

10- Glinka, … S. 131

11- George A. Bournoutian, Eastern Armenien in the Last Decades of Persian Rule 1807-1828: A political and Socio-Economic Study of the Khanate of Erivan and the Eve of the Russian Conquest, Malibu, California, 1982  (

12-  Qarabağın etnik tarixindən, Xəlilovç X. D. , Ayərbaycan SSR elmlər Akademiyasının xəbərləri, Nr. 3, Baku 1988, S. 42

13, A – Ahmad Omid Yazdani, Geteiltes Aserbaidschan, Das Arabisches Buch 1993, S. 89 (Aliarov Suleiman, Amtliche demographische Quellen Russlands in: Monatszeitschrift Aserbaidschan, Feb. 1988, S. 188)

* بین سالهای 1918- 1920 جمعیت آذربایجانیـها درون قاراباغ  درون اثر شروع قتل عامـهای وحشتناک و «پاکسازیـهای اتنیکی» توسط  داشناکها بـه 6% کاهش یـافت.

13, B – Übersicht des russischen Besitztums im Kaukasus, in den statistischen, ethnographischen, topografischen und finanziellen Beziehungen, Teil III,  St. Petersburg 1836, S.267 (ruscadan tercumä : Nabia Hantel)

14- Entwurf von Richtlinien, die als Grundlage für die Verwaltung der  Provinz Erivan u.a. dienen sollen. Dezember 1827, S. Petersburg, in: AKAK, Band VII, Tiflis 1878, S. 487 (ruscadan tercumä : Nabia Hantel)

15- Entwurf von Richtlinien, ….  S. 482 (ruscadan tercumä : Nabia Hantel)

16 – Entwurf von Richtlinien, ….  S. 482 (ruscadan tercumä : Nabia Hantel)

17- (Akten der Kaukasischen Archivkomission (AKAK), Band VII, Tiflis 1878, S.83)

18- (Akten der Kaukasischen Archivkomission (AKAK), Band VII, Tiflis 1878, S.607)

19-(Akten der Kaukasischen …. , S.849)

20- Ischanian, B. : Nationaler Bestand, berufsmäßige Gruppierung und soziale Gliederung der kaukasischen Völker, Berlin 1914. S. 12

21- Der Neue Orient, Band 3, Heft 9, Berlin 1918, S. 435; Altdorfer, H. die neusten amtlichen Bevölkerungszahlen für den Kaukasus.

در سال 1978  بمناسبت یـادبود 150 سالگی مـهاجرت ارامنـه  بـه قاراباغ درون آغ دره (مارداکرت) مراسمـی  برگزار گردید  کـه در آن از  بنای» یـادبود مـهاجرت»   پرده برداری  شد. این یـادبود درون اواخر سالهای 1980 توسط ناسیونالیستهای ارمنی با خاک یکسان گردید: نگاه کنید بـه :

Johannes Rau, Der Berg-Karabach-Konflikt zwischen Armenien und Aserbaidschan, Ein kurzer Blich in die Geschichte, Berlin, Verlag Dr. Köster, S. 89




[سیـاسی « وارلیق - varliq.wordpress.com ع هاي الما اسکويي]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sat, 12 May 2018 19:54:00 +0000